شير على خان لودى
58
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
هرات رفت ، با فضلا و شعراى پايتخت اختلاط كردى ، و در فنّ غزل عديم المثل به روزگار خود بودى . گويند در دارالسّلطنهء هرات غزلى از گفتههاى او شهرت يافت ، به سمع پادشاه رسيد و مطبوع طبع مبارك افتاد ؛ اين چند بيت از آنجاست ، نظم : تا آرزوى آن لب ميگون كند كسى * بسيار غنچهوار جگر خون كند كسى مَنعم مكن كه هيچ به جايى نمىرسد * سعيى كه در نصيحت مجنون كند كسى خلقى ملامتم كند و من بر اينكه آه * از دل چگونه مهر تو بيرون كند كسى گفتى كه طاهر از پى خوبان دگر مرو * ديوانه را علاج به افسون كند كسى ؟ امير نظام الدّين مير على شير - عليه الرّحمة و الغفران - به يمن همّت عالى و مدد خيرات و مبرّات متوالى ، نام شريفش تا دامن قيامت بر افواه و السنه جاريست و كتب متبرّكه و معتبره كه به نام ناميش در عرصهء تأليف و تسطير درآمده ، مثل تفسير حسينى و نفحات الانس و تذكرهء دولت شاه بن بختى شاه سمرقندى به حدّى مقبول و مطبوع نيفتاده كه از صرصر حوادث دوران گرد اندراس پيرامون اوراق آن تواند نشست ( ؟ ) . به پايهء وزارت سلطان حسين ميرزا كه از اولاد امير تيمور گوركان بوده ، سرفرازى داشت . و امير نظام الدّين را طريقه آن بود كه فواضل اموال را همواره صرف مستعدّان و محتاجان و بقاع خير نمودى و دست تطاول ميراثخواران از آن كوتاه داشتى ؛ با اين علوّ همّت ، استعداد علوم نيز به مرتبهء كمال داشت ، چنانچه به زبان تركى و فارسى اشعار پسنديده مىگفت ، و اين چند بيت از قصيدهايست كه در جواب قصيدهء بحر الأبرار امير خسرو گفته ، به تحفة الأسرار موسوم ساخته است و اختتامش بر مدح مولوى جاميست ، نظم : آتشين لعلى كه تاجِ خسروان را زيور است * اخگرى بهرِ خيالِ خام پختن بر سر است قيد زينت مسقطِ فرّ و شكوهِ خسرويست * شير زنجيرى ز شيرِ بيشه كمصولتتر است تخم رسوايى دمد از دانهء تسبيحِ زَرق * آرىآرى دانه جنسِ خويش را بارآور است رهروانِ باركش را سهل دان اطعام فقر * در دهانِ ناقه خارِ خشك خرماىِ تر است مرد را يك منزل از ملكِ فنا دان تا بقا * مهر را يكروزه ره از باختر تا خاور است اى بسا نقصان كه در ضمنش بود يك نوع سود * چون دفِ لولى دريد از بهر ميمون چنبر است ره سوىِ حق بىخدا تا هست اقرب راه فقر * جَهرِ إنّ الفقرَ فخرى گفتهء پيغمبر است [ مولانا عبد الرّحمن الجامى ] سالك مسالك نيكنامى ، مولانا عبد الرّحمن الجامى - قدّس سرّه السّامى - لقب اصلى وى عماد الدّين است . والد بزرگوارش مولانا نظام الدّين احمد دشتى و جدّ وى مولانا شمس الدّين